آرشیو بر اساس دسته بندی ِ ‘ کوتاه‌نویسی ’ :

عشق!

{ پست شده در ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ توسط مریم }

باور نمی‌کنم مفهومی به نام عشق را که معنایش فراموشی مطلق خود باشد. مدت‌هاست فراموش کردن خودم را به بهانه عشق فراموش کرده‌ام. فکر کنم آنقدر پیش رفته‌ام که خود عشق را هم…

ژانر!

{ پست شده در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ توسط مریم }
برچسب ها :
مربوط به : اخلاق, کوتاه‌نویسی

دیروز داشتم به مفهوم “ژانر” که زیاد دیدم توی وبلاگ نویسی(یه سبک جدید و جالب نویسندگی) به کار می ره فکر می کردم و البته به معنی اش. دیدم یه ژستی مد شده که هر چیزی که به نحوی مربوط به اعراب می شود را با برچسب “تازی” خفیف کردن و تحقیر و توهین و الخ. جدای این که به روح حرمت گذاری ایرانیم برخورده علاوه بر اعتقاداتم! دیدم این هم ژانری است برای خودش لابد. ژانر باستانی پرستی یا ژانر نفرت از تازی. حالا فهمیدم یعنی چه…!

از باگ‌های نظام آموزشی

{ پست شده در ۰۹ خرداد ۱۳۸۹ توسط صادق }
برچسب ها : , ,
مربوط به : اجتماع, کوتاه‌نویسی

و از باگ‌های نظام آموزش عمومی و عالی ما این است که کار گروهی یاد داده نمی‌شود.

بدون شرح

{ پست شده در ۰۹ خرداد ۱۳۸۹ توسط صادق }
مربوط به : کوتاه‌نویسی

خریت نه تنها علف خوردن است …

اسپم آری یا خیر؟

{ پست شده در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط صادق }

بدون شرح:
یک اسپم تبیلغاتی که ادعا می‌کند اسپم نیست

تنها

{ پست شده در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط صادق }

تا کی رسد به پایان این راه دور … راهی که هر چه نزدیکتر می‌شوی دورتر می‌شود و آدمی بی‌قرار تر برای پایانش …

من و دیگران

{ پست شده در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط صادق }
برچسب ها : , ,
مربوط به : اجتماع, کوتاه‌نویسی

یک افسانه است که خیلی‌ها به آن اعتقاد داریم. هر کار بدی را که دیگران در حق ما انجام دهند خود را محق می‌دانیم که همان بلا را سر آن دیگری بیاوریم تنها به این دلیل که او هم اینکار را می‌کند.

و از آن بدتر به خود حق می‌دهیم بد باشیم …

باید تمرین کنم دنیا و دیگران را فقط از دریچه و منظر خودم نبینم. آدم‌ها هر کدام دنیایی هستند، دنیایی …

انتخاب

{ پست شده در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط صادق }
برچسب ها :
مربوط به : عمومی, کوتاه‌نویسی

انتخاب بین گذشته ۶ ساله با دورنمای تقریبا مشخص و کم‌هزینه، و آینده احتمالا بهتر اما با ضریب اطمینان کمتر و هزینه بیشتر، انتخابی عمیقا دردناک است.

خود تو!

{ پست شده در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط مریم }
برچسب ها :
مربوط به : عمومی, کوتاه‌نویسی

چقدر خوبه که اینقدر به خودت گیر ندی. همیشه خودت رو دوست داشته باشی. خودت رو ببخشی. به خودت اعتماد داشته باشی. شادی رو حق خودت بدونی. هی خودت رو واکاوی نکنی. با وسواس تماشا نکنی. از خودت ایراد نگیری. به غصه عادت ندی خودتو. یادت نره که خدا همیشه تو رو دوست داره. به خودت اجازه بدی که خودش باشه. این قدر خودتو تو جای‌گاه فرهنگ و عقل و جامعه و خدا قرار ندی و با این چکش‌ها خودتو داوری نکنی. و چقدر خوبه که بگذاری خود تو تنهای تنها باشد. خودتو به حال خودش بگذار. بگذار تنها باشد…

چرا!

{ پست شده در ۰۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط مریم }
برچسب ها :
مربوط به : کوتاه‌نویسی

یه عالمه چرا دارم. چرا؟