<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خود خودمان &#187; رسانه</title>
	<atom:link href="http://www.sadeq.ir/topics/%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sadeq.ir</link>
	<description>نوشته‌های صادق و مریم</description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Feb 2012 17:05:02 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>آرزوهای محال</title>
		<link>http://www.sadeq.ir/1390/10/879/unavliable-hopes/</link>
		<comments>http://www.sadeq.ir/1390/10/879/unavliable-hopes/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Jan 2012 03:25:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sadeq.ir/?p=879</guid>
		<description><![CDATA[و نمی‌دانم چه چیز جدیدی بعد از یک نسل می‌خواهیم؟
:-/

			  ارسال نظر سریع]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>و نمی‌دانم چه چیز جدیدی بعد از یک نسل می‌خواهیم؟</p>
<div id="attachment_880" class="wp-caption aligncenter" style="width: 730px"><a href="http://www.sadeq.ir/wp-content/ups/2012/01/Keyhan-in-1357.jpg.jpg"><img class="size-full wp-image-880" title="Keyhan-in-1357.jpg" src="http://www.sadeq.ir/wp-content/ups/2012/01/Keyhan-in-1357.jpg.jpg" alt="" width="720" height="720" /></a><p class="wp-caption-text">بریده‌های روزنامه کیهان ۵۷</p></div>
<p>:-/</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.sadeq.ir/?cof_write=879">ارسال نظر سریع</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.sadeq.ir/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=879" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sadeq.ir/1390/10/879/unavliable-hopes/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خداحافظ اینترنت</title>
		<link>http://www.sadeq.ir/1390/10/873/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa/</link>
		<comments>http://www.sadeq.ir/1390/10/873/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Jan 2012 15:29:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[رایانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[گنولینوکس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sadeq.ir/?p=873</guid>
		<description><![CDATA[دوران خیلی بدی بود. روز به روز حلقه‌ها بر دور گردنت تنگ‌تر می‌شد. روز به روز احساس خفگی بیشتری می‌کنی. هر روز نگران‌تر می‌شوی که شاید فردا همان روز است.
و این فردا نزدیک و نزدیک‌تر شد. تا امروز.
از امروز به نظر می‌رسد فقط باید تلوزیون ملی دید، اینترنت ملی استفاده کرد. اخبار ملی خواند و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دوران خیلی بدی بود. روز به روز حلقه‌ها بر دور گردنت تنگ‌تر می‌شد. روز به روز احساس خفگی بیشتری می‌کنی. هر روز نگران‌تر می‌شوی که شاید فردا همان روز است.</p>
<p>و این فردا نزدیک و نزدیک‌تر شد. تا امروز.</p>
<p>از امروز به نظر می‌رسد فقط باید تلوزیون ملی دید، اینترنت ملی استفاده کرد. اخبار ملی خواند و شنید. رای ملی داد. عقیده‌ای ملی داشت. از امروز باید ملی باشی.</p>
<p>بدرود اینترنت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>پ.نـ. اگر نمی‌ترسیدم از عاقبت کار و حجم خرابی‌ها و وسعت و مدت آشوب‌ها، جنگ و ویرانی را ترجیح می‌دادم به صلح و آشتی ملی.</p>

				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/82dd747705e06f7f4439001c2a55b480?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>عرفان:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1390/10/873/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa/comment-page-1/#comment-548">۱۰ بهمن ۱۳۹۰</a></small>
							حرف دل رو میزنی صادق جان. لااقل کاش مهندسی کامپیوتر به عنوان یک شغل سخت و پرخطر پذیرفته میشد.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.sadeq.ir/?cof_write=873">ارسال نظر سریع</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.sadeq.ir/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=873" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sadeq.ir/1390/10/873/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نسبیت!</title>
		<link>http://www.sadeq.ir/1390/01/679/%d9%86%d8%b3%d8%a8%db%8c%d8%aa/</link>
		<comments>http://www.sadeq.ir/1390/01/679/%d9%86%d8%b3%d8%a8%db%8c%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 19 Apr 2011 18:41:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[ادب و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[شغل]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[اخراجی ها]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه]]></category>
		<category><![CDATA[هفت صبح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sadeq.ir/?p=679</guid>
		<description><![CDATA[چند وقت پیش یه بحثی تو اینترنت باز شده بود در باره‌ی یه روزنامه به اسم هفت صبح که گویا یه سرش به مشایی برمی‌گشت. افراد نظرات مختلفی داشتن درباره‌ی این که روزنامه نگارای اصلاح طلب باید برن اون جا کار کنن یا نه. بعضی‌ها عقیده داشتن که این افراد همونایی هستن که قبل و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چند وقت پیش یه بحثی تو اینترنت باز شده بود در باره‌ی یه روزنامه به اسم هفت صبح که گویا یه سرش به مشایی برمی‌گشت. افراد نظرات مختلفی داشتن درباره‌ی این که روزنامه نگارای اصلاح طلب باید برن اون جا کار کنن یا نه. بعضی‌ها عقیده داشتن که این افراد همونایی هستن که قبل و بعد از انتخابات اون بلاها رو سر ما اووردن و بنابراین نباید باهاشون همکاری کرد. حتی به قیمت مردن از گشنگی! بعضی‌ها اما می‌گفتن که شاید اون جا فرصتی باشه برای طرح بعضی مسائل و اصلا وقتی بیکاری دیگه نمی‌شه صبر کرد و این که تو این وضعیت سانسور و توقیف و &#8230; چاره‌ی دیگه‌ای نیست. بعد پریروز من یه مطلب دیدم از یه بنده خدا توی جرس. و با خودم فکر کردم که از دولت‌مردان(نامردان) فخیم ما بعید نیست که پس فردا یقه‌ی این بیچاره رو بگیرن که چرا توی جرس مطلب می‌نوشتی و جیره‌خوری و اینا. بعد دیدم برعکس‌ش هم صادقه. یعنی وقتی یه روزنامه نگار به دلیل بیکاری یا امیدواری یا هر دلیل دیگه‌ای می‌خواد توی روزنامه‌‌ای کار کنه که به گروهی با عقاید مخالف ما تعلق داره از طرف ما(نوعی عرض می‌کنم) مورد هجمه قرار می‌گیره. و به نظر می‌رسه که این طرف هم اگر دارای قدرت اجرایی بود چه بسا اون فرد رو محکوم می‌کرد. این قضیه یه جورایی در مورد بازیگران فیلم اخراجی‌ها هم صدق می‌کنه.</p>
<p>نظر شخصی من در مورد این آدم‌ها (روزنامه نگاران یا بازیگرانی که به هر طریق با طیف تندروی نامشروع از نظر اپوزیسیون همکاری می‌کنند)  اینه که نباید اونا رو مقصر دونست. گر چه ته دلم ازشون راضی نیستم و احترام‌شون ته دلم کم شده برام. ولی مثل بازیگری می‌مونه که نقش منفی یه داستان رو بازی می‌کنه. به نظرم افراد رو نباید از شغل‌شون جدا کرد. یعنی نمی‌شه این کار رو کرد. مخصوصا‌ً تو جامعه‌ی الان ما. در عوض اگر ما اعتراض داریم که چرا فلان فیلم ساخته شده می‌تونیم به هیچ عنوان نریم بخریم‌ش یا ببینیم‌ش. یا می‌شه اون روزنامه رو نخرید و استقبال نکرد. البته حتی همین حرکت‌های اعتراضی هم به نظر من برای این روزهایی مناسبه که شرایط برابری وجود نداره و اینا راه‌های کوچیکی هست برای نشون دادن اعتراض‌مون. در حالی که اگر به امید خدا تو وضعیتی قرار بگیریم که عدالت برقرار باشه، اتفاقا همین روزنامه‌ها و فیلم‌ها نقاط مثبتی می‌تونن باشن. چون اون وقت همه می‌تونن حرف‌شون رو بزنن و اتفاقا این‌ها ابزارهای خوبی برای بیان عقاید مختلف هستن. تو اون شرایط اتفاقا باید حرف‌های مختلف رو خوند و تحلیل و بحث کرد.</p>
<p>به نظر من نباید تو این برهه‌ از تاریخ‌مون کینه‌ای برخورد کنیم و اشتباهات گذشته رو تکرار کنیم. این که یه عالمه عصبانیت رو تو دلمون جمع کنیم و وقتی که زورمون رسید در صدد انتقام جویی بر بیایم، اشتباهیه که توی انقلاب ۵۷ هم مرتکب شدیم(به عنوان جامعه‌ی ایرانی عرض کردم). اگر اعتراض داریم بیان کنیم. وظایف‌مون رو از طلب‌هامون جدا کنیم و به هر کدوم سر جای خودش اهمیت بدیم. نه راحت از کنار بعضی مسائل بگذریم و نه اینقدر بخواهیم سفت بگیریم که فردی رو به خاطر این که توی فلان روزنامه نوشته و فقط نوشته(صرف نظر از این که چی نوشته که هنوز نمی‌دونیم حتی) محکوم‌ش نکنیم. و البته بحث بازیگری یه ذره فرق می‌کنه. مثلا اون روزنامه نگار اگر توی فلان روزنامه نوشت باید دید آیا سلایق‌ش هم مثل اون افراد شده و از این بالاتر آیا مرتکب توهین، دروغ، جوسازی یا عمل منفی دیگه‌ای شده یا نه. در مورد بازیگر هم باید دید آیا به دیالوگ‌ها و پیام‌هایی که توی نقش‌ش داره اعتقاد هم داره یا نه(با این توضیح که در این مورد یه ذره سخته که بگیم طرف موضوعی رو که براش جدی هست توی نقش‌ش مسخره بکنه فقط برای این که شغل‌شه!) ولی به هر حال یه عمل فرهنگیه که عکس العمل فرهنگی هم می‌خواد.</p>

				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/1f79edf0f6fc3312e3072708b80d78a9?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>تازه وارد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1390/01/679/%d9%86%d8%b3%d8%a8%db%8c%d8%aa/comment-page-1/#comment-415">۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰</a></small>
							مریم جون یه کم خلاصه تر که منم حوصله ام برسه بخونم. قربونت
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.sadeq.ir/?cof_write=679">ارسال نظر سریع</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.sadeq.ir/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=679" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sadeq.ir/1390/01/679/%d9%86%d8%b3%d8%a8%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فیلم روزهای پس از دفاع!</title>
		<link>http://www.sadeq.ir/1389/08/526/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9/</link>
		<comments>http://www.sadeq.ir/1389/08/526/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 Oct 2010 11:11:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[شاهزاده پارس]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sadeq.ir/?p=526</guid>
		<description><![CDATA[روزهای بعد از دفاع پایان نامه می‌تونه روزهای دلپذیری باشه به شرطی که خود آدم خرابش نکنه. با فکر کردن بی‌پایان به آینده و فرصت ندادن به ذهن برای کمی استراحت. من این روزها را کج‌دار و مریز طی می‌کنم و علیرغم امان ندادن فکرهای خسته‌کننده و انرژی‌گیر، و کارهایی که از قبل برای این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>روزهای بعد از دفاع پایان نامه می‌تونه روزهای دلپذیری باشه به شرطی که خود آدم خرابش نکنه. با فکر کردن بی‌پایان به آینده و فرصت ندادن به ذهن برای کمی استراحت. من این روزها را کج‌دار و مریز طی می‌کنم و علیرغم امان ندادن فکرهای خسته‌کننده و انرژی‌گیر، و کارهایی که از قبل برای این روزها عقب افتاده‌اند، هرازگاهی سعی می‌کنم از چیزهایی لذت ببرم و انرژی بگیرم و اندکی از نفس تازه کنم برای دویدن‌های دوباره. از این دست است دیدن فیلم‌هایی که دوستان توصیه می‌کنند یا قبلا اسم‌شان را زیر برچسب &lt;فیلم خوب&gt; دیده‌ام. اول با شاهزاده‌ی پارس شروع شد. برایم تعجب داشت که این همه تخیل از کجا می‌تواند بیاید. از کدام متن تاریخ چنین در می‌آید که وقتی هنوز اسلام به ایران وارد نشده نام عموی شاهزاده‌ای که بایستی خود از خانواده اشراف بوده باشد «نظام» است. یک نام عربی! و چطور در آن زمان مجازات قطع دست برای دزدی اجرا می‌شده در حالی‌که این مربوط به قوانین اسلامی است. از داستان‌پردازی، جلوه‌های ویژه و زیبایی داستان چشم‌پوشی نمی‌کنم. ولی ترجیح می‌دادم این داستان مملو از افسانه‌های غیرواقعی در مورد مکانی فرضی هم می‌بود تا می‌توانستم باور کنم که وجود یک فرد با نام عربی و تفرقه‌افکنی او بین برادران پارسی تنها یک داستان است! همه‌ی این‌ها بماند. تظاهر به آرامش مضحک شاهزاده در زمان فرار با ملکه الموت را می‌توانم به یک دماغ قرمز تشبیه کنم که تنها به یک دلقک می‌آید نه یک آدم متشخص! این یعنی فیلم در کل خوب بود ولی این تیکه‌اش ضایع بود.</p>
<p>بقیه فیلم‌‌ها رو هم یه فرصت دیگه می‌گم. الان حسش نیست&#8230;</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.sadeq.ir/?cof_write=526">ارسال نظر سریع</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.sadeq.ir/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=526" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sadeq.ir/1389/08/526/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پاییز طلایی</title>
		<link>http://www.sadeq.ir/1389/07/483/golden-autumn/</link>
		<comments>http://www.sadeq.ir/1389/07/483/golden-autumn/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 04 Oct 2010 05:53:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادب و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاه‌نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[پاییز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sadeq.ir/?p=483</guid>
		<description><![CDATA[و اینک ۱۲ روز از پاییز طلایی گذشت
http://www.youtube.com/watch?v=avCml4UHHoM
&#8230;

				
					1 دیدگاه برای این نوشته:
						  علیرضا:
							
							۱۵ مهر ۱۳۸۹
							درود بر تو که اول کاری مشهدی ها رو ترور شخصیتی کردی :D
						  
					  
				  
			  ارسال نظر سریع]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>و اینک ۱۲ روز از پاییز طلایی گذشت</p>
<p><a href="http://www.youtube.com/watch?v=avCml4UHHoM">http://www.youtube.com/watch?v=avCml4UHHoM</a></p>
<p><a href="http://www.lachini.com/piano/paeez1-fa.html">&#8230;</a></p>

				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/9b3ae71c500b18b855711e42e4800fc5?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>علیرضا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/07/483/golden-autumn/comment-page-1/#comment-323">۱۵ مهر ۱۳۸۹</a></small>
							درود بر تو که اول کاری مشهدی ها رو ترور شخصیتی کردی :D
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.sadeq.ir/?cof_write=483">ارسال نظر سریع</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.sadeq.ir/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=483" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sadeq.ir/1389/07/483/golden-autumn/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گل آقا</title>
		<link>http://www.sadeq.ir/1389/06/450/gol-aqa/</link>
		<comments>http://www.sadeq.ir/1389/06/450/gol-aqa/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Aug 2010 04:08:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[ادب و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[گل‌آقا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sadeq.ir/?p=450</guid>
		<description><![CDATA[
امروز زاد روز گل‌آقا است. گل‌آقا زمانی طنز نویسی را شروع کرد که طنز به معنای راستین خود فراموش شده بود.
و نشریه گل‌آقا زمانی به پایان راه خود رسید که ظرفیت شنیدن حرف حق به پایان خود نزدیک می‌شد.
یک زبان دارم و دو دندان لق، می‌زنم تا می‌توانم حرف حق
یادش گرامی باد.

				
					5 دیدگاه برای این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sadeq.ir/wp-content/ups/2010/08/gol-aqa.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-456" title="گل آقا" src="http://www.sadeq.ir/wp-content/ups/2010/08/gol-aqa.jpg" alt="پرتره کاریکاتوری از گل‌آقا (صابری فومنی)" width="320" height="465" /></a></p>
<p>امروز زاد روز گل‌آقا است. گل‌آقا زمانی طنز نویسی را شروع کرد که طنز به معنای راستین خود فراموش شده بود.<br />
و نشریه گل‌آقا زمانی به پایان راه خود رسید که ظرفیت شنیدن حرف حق به پایان خود نزدیک می‌شد.</p>
<blockquote><p>یک زبان دارم و دو دندان لق، می‌زنم تا می‌توانم حرف حق</p></blockquote>
<p>یادش گرامی باد.</p>

				<div>
					<h4>5 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/2a069ac9bcafc1beab644605f38e4d31?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>تازه وارد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/06/450/gol-aqa/comment-page-1/#comment-310">۰۷ شهریور ۱۳۸۹</a></small>
							خدا رحمتش کنه 
 .یکی از سرگرمیهای همیشگیمون در اون روزها نشستن پای حرفهای «گل آقا»بود
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a50ffeb65649d005f222fd3f654f475b?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>صادق:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/06/450/gol-aqa/comment-page-1/#comment-311">۰۸ شهریور ۱۳۸۹</a></small>
							پ.ن. سال‌ها ستون «دو کلمه حرف حساب» گل آقا را در روزنامه اطلاعات می‌خواندیم. بعد هفته‌نامه گل‌آقا در اومد. و شاغلام با استکان کمر باریکش رفیق شدیم. 
...
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/2a069ac9bcafc1beab644605f38e4d31?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>تازه وارد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/06/450/gol-aqa/comment-page-1/#comment-312">۱۰ شهریور ۱۳۸۹</a></small>
							نه بابا گل آقا همون روزنامه توفیق همون دوست قدیمی خودمونه که بعدا به نام «گل آقا» منتشر میشد مگه نه؟ یا یکی از نویسنده های روزنامه توفیق بود من درست نمیشناختمش اما روزنامه توفیق رو همیشه داشتیم و باهاش سرگرم میشدیم. اما مامانی خوب میشناسنش .
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a50ffeb65649d005f222fd3f654f475b?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>صادق:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/06/450/gol-aqa/comment-page-1/#comment-315">۱۱ شهریور ۱۳۸۹</a></small>
							توفق و گل‌آقا دو نشریه مختلف‌اند. هرچند برخی گل‌آقا را فرزند خلف توفیق می‌داننند.
شروع انتشار گل‌آقا سال ۶۹ بود. 
به نوشته: http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=4047

توفیق ، نشریه ، هفته نامه ای فکاهی و سیاسی با نیم قرن فعالیت (از 1301 تا 1350 ش ) که صاحب امتیاز و اولین مدیر آن حسین توفیق بود. حسین توفیق ، شاعر و روزنامه نگار، فرزند نجفقلی میرزا، در 14 مهر 1258/ 18 شوال 1296 در تهران به دنیا آمد. او بیش از نیمی از عمر خود را صرف اشاعة معارف و ادبیات کرد. چهار سال ، از اواخر 1296 ش تا اواسط 1300 ش ، سردبیر روزنامة گل زرد بود و در 1301 ش موفق به گرفتن امتیاز نشریة توفیق شد. او در 29 بهمن 1318، پس از سپردن ادارة مجله به تنها فرزندش ، محمدعلی توفیق ، درگذشت (صدرهاشمی ، ج 2، ص 146ـ147؛ حسین توفیق ، مصاحبة مورخ 21 آبان 1381). نخستین شمارة توفیق در 1301 ش منتشر شد و انتشار آن در سه دورة ناپیوسته ادامه یافت . دورة نخست از 1301 تا 1318 ش به مدیریت حسین توفیق بود که با مرگ وی در 1318 ش به پایان رسید. توفیق در اوایل این دوره نشریه ای جدّی بود و صبغة اخلاقی و ادبی داشت و گاه مطالب فکاهی نیز در آن چاپ می شد. از اواسط سال پنجم ، با کسب امتیاز چاپ کاریکاتور در آن ، بیشتر صورت فکاهی گرفت و پس از مدتی کاملاً ادبی شد (صدرهاشمی ، ج 2، ص 147). طی شش 

سال فعالیت ادبی ، مطالب توفیق منظوم بود. در صفحة نخست ، ستون ثابتی با عنوان «شادروان فتحعلی خان صبا»، مشتمل بر اشعار وی ، داشت و آثاری از حسین توفیق نیز در این صفحه چاپ می شد و مسابقة ادبی نیز برگزار می گردید. از اوایل 1317 ش ، توفیق دوباره به صورت فکاهی درآمد و مسئلة ازدواج و تشویق جوانان به آن ، از مضامین اصلی آن بود (برای نمونه رجوع کنید بهسال 13، ش 16، 29 بهمن 1313، ص 1؛ سال 15، ش 6، 7 دی 1315، ص 1).

تقارن نخستین دورة توفیق با حاکمیت رضاشاه (1304ـ1320 ش )، سبب شد که مطالب نشریه با سانسور همراه شود، اما در دوره های بعد این مشکل وجود نداشت . توفیق در این دوره بیشتر به مسائل اخلاقی و اجتماعی می پرداخت و ازینرو بدون وقفه منتشر می شد.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/2a069ac9bcafc1beab644605f38e4d31?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>تازه وارد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/06/450/gol-aqa/comment-page-1/#comment-319">۲۲ شهریور ۱۳۸۹</a></small>
							از اطلاعات جالبت واقعا ممنونم
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.sadeq.ir/?cof_write=450">ارسال نظر سریع</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.sadeq.ir/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=450" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sadeq.ir/1389/06/450/gol-aqa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مصطفی تاج زاده۱</title>
		<link>http://www.sadeq.ir/1389/03/378/%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%ac-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87%db%b1/</link>
		<comments>http://www.sadeq.ir/1389/03/378/%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%ac-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87%db%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Jun 2010 19:38:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گفتارهای نیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sadeq.ir/?p=378</guid>
		<description><![CDATA[از ایراداتی که به سیاست‌مداران انقلابی دیروز و منتقد امروز وارد است، ادامه سکوت آنان نسبت به بخشی از حوادث تاریخ است که یا شاهد آن بوده‌اند یا به گفته برخی منتقدین عامل آن. این جملات زیباییست از یکی این سیاست‌مداران که الگویی می‌تواند باشد برای سایرین جهت زدودن غبار تردید از وجهه سیاسی‌شان:
*خطای ما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>از ایراداتی که به سیاست‌مداران انقلابی دیروز و منتقد امروز وارد است، ادامه سکوت آنان نسبت به بخشی از حوادث تاریخ است که یا شاهد آن بوده‌اند یا به گفته برخی منتقدین عامل آن. این جملات زیباییست از یکی این سیاست‌مداران که الگویی می‌تواند باشد برای سایرین جهت زدودن غبار تردید از وجهه سیاسی‌شان:</p>
<p>*خطای ما این بود که در  مقابل برخی رفتارهای دادگاه های انقلاب موضع نگرفتیم؛ در عین این‌که  جناح موسوم به خط امام طراح اعلامیه ۱۰ ماده‌ای دادستانی انقلاب در زمان  شهید قدوسی در بهار سال ۱۳۶۰ بود (طرحی که گروه‌های سیاسی دگراندیش مخاطب  آن بودند و بسط مناظره و حقوق و آزادی‌های قانونی آنان را به خلع سلاح  گروه‌ها پیوند می‌زد)، اما نتوانستیم (و نیز تروریسم سال ۶۰ و جنگ تحمیلی  نگذاشت) که این راه را تا مرحله گسست کامل از شیوه‌های غیردموکراتیک پیگیری  کنیم.</p>
<p>*سکوت تأیید‌آمیز  درباره نحوه محاکمات دادگاه انقلاب خطای ما بود، اما بازداشت فله‌ای  منتقدان قانون‌گرا، &#8220;کهریزکی کردن&#8221; شهروندان معترض و نیز تیراندازی مستقیم  به آنان ‌چنان پدیده‌ شومی است که واژه «خطا» به هیچ وجه نمی‌تواند توصیف  خوبی برای آن باشد.</p>
<p>*نسل انقلاب باید  اعتراف کند، ولی نه به دلیل مجاهده امروزینش برای بسط دموکراسی و ترویج  حقوق بشر، که به علت عدم استفاده درست و کامل از فرصت‌هایی که ظهور  تک‌صدایی را بر بستر عبور از آرمان‌های انقلاب اسلامی و اصول قانون اساسی  غیرممکن می‌کرد.</p>
<p>*اعتراف  می‌کنم که اگر در زمان خود در مقابل مواجهه نادرست با آیت‌الله شریعتمداری و  برای حفظ حریم مرجعیت اعتراض می‌کردیم، کار به جایی نمی‌رسید که امروز  حرمت مراجع و عالمانی همچون مرحوم آیت‌الله منتظری و حضرات آقایان وحید  خراسانی، موسوی اردبیلی، صانعی، بیات زنجانی، دستغیب شیرازی، طاهری  اصفهانی، جوادی آملی و&#8230; حتی در صدا و سیما مورد تعرض قرار گیرد و کار به  جایی برسد که حتی بیت و نوه امام و حسینیه و مرقد ایشان و نیز آرامگاه  مرحومان صدوقی و خاتمی از تعرض مصون نماند.</p>
<p dir="rtl">*باید از برخوردهای ناصوابی که با  مهندس بازرگان و دکتر سحابی صورت گرفت، عذر خواست و نیز باید از همه  سیاسیونی که خواهان فعالیت قانونی بودند و حقوقشان به بهانه‌های مختلف نقض  شد، پوزش طلبید.</p>
<p dir="rtl">*همچنین باید از تحمیل یک سبک زندگی به شهروندان و  دخالت در حریم خصوصی آنان معذرت خواست.</p>
<p dir="rtl">*خطای ما آن بود که تصور  می‌کردیم ما انسان‌های متوسط قادریم در میخانه‌ها را ببندیم، بدون آن‌که  لازم باشد درهای تزویر و ریا را باز کنیم.</p>
<p dir="rtl">*اشتباه ما این بود که در عمل به  برخی امور عرفی تقدس ‌بخشیدیم، غافل از آن که تلاش مذکور عقیم و نتیجه اش  عرفی شدن بسیاری از مقدسات است.</p>
<p dir="rtl">*بزرگترین خطای ما تعمیم مناسبات  سیاسی در عصر &#8220;عصمت&#8221; به عصر &#8220;غیبت&#8221; بود. نتیجه چنین بینشی و عمل بر  اساس آن، احیای مناسبات حکومت معصوم در دوره حکومت رهبران غیرمعصوم نبوده و  نیست، بلکه سست کردن پایه‌های اعتقادی شهروندان، به ویژه نسل جوان به عصمت  و علم لدنی معصومان و تضعیف مبانی ایمانی و اخلاقی جامعه بوده است. در  حقیقت سال‌ها طول کشید تا کاملاً درک کنیم حکومت در عصر غیبت، با وجود و  حضور انسان‌های متوسط که نه به همه اسرار و رموز جهان و جامعه و انسان  آگاهند و نه از حب و بغض‌ها و منافع شخصی بری هستند، نمی‌تواند سعادت اخروی  شهروندان را تأمین کند. گذاشتن چنین باری بر دوش حکومت عملاً به معنای آن  است که دولت در تمام عرصه‌های زندگی شهروندان دخالت کند و به این ترتیب ضمن  نقض حقوق و آزادی‌های آنان، در تأمین رفاه مردم و نیز توسعه علمی و فنی  اقتصادی میهن با مشکلات عدیده مواجه شود.</p>
<p dir="rtl">*ما باید برخلاف انقلاب های  دیگر جهان، از همان ابتدا بر این مسأله پافشاری می‌کردیم که تحت هر شرایطی،  حتی با وجود جنگ و تروریسم، نقض حقوق بشر نه قانونی است، نه اسلامی و نه  اخلاقی. همچنین تقدس هدف نباید مانع شود تا به روش‌های دستیابی به آن به  اندازه کافی حساسیت نشان ندهیم؛ زیرا در عرصه اجتماع و حکومت، اهمیت روش‌ها  کمتر از اهداف نیست، اگر بیشتر نباشد.</p>
<p dir="rtl">*ما نباید اجازه می‌دادیم خیانت و  خباثت بعضی افراد یا طرح‌ها یا اقدام‌‌ها، خارج شدن ما را از مسیر قانون و  شیوه‌های انسانی و اخلاقی توجیه کند؛ شکنجه در همه حال شکنجه است و اعدام  زندانی قبلاً محاکمه و محکوم شده که در اسارت به سر می‌برد، ناموجه.</p>
<p dir="rtl">انتقال صفحات درخشان تجربه بزرگ نسل انقلاب به نسل  کنونی، هنگامی میسر است که تکلیفمان را با لکه‌های تاریک تاریخ خودمان مشخص  کنیم. چنانچه آن لکه‌ها کنار بروند، برای درخشش جنبه‌های مثبت انقلاب و  حماسه‌های فراموش ناشدنی آن مجال فراهم خواهد شد.</p>
<p>منبع: مقاله«پدر، مادر، ما باز هم متهمیم» از سایت جرس</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.sadeq.ir/?cof_write=378">ارسال نظر سریع</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.sadeq.ir/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=378" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sadeq.ir/1389/03/378/%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%ac-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87%db%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برای کرامت انسان</title>
		<link>http://www.sadeq.ir/1389/02/332/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://www.sadeq.ir/1389/02/332/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 10 May 2010 03:21:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[انسان]]></category>
		<category><![CDATA[سبز]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sadeq.ir/?p=332</guid>
		<description><![CDATA[http://www.youtube.com/watch?v=UeoaBh-OCso

				
					2 دیدگاه برای این نوشته:
						  تازه وارد:
							
							۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
							یه جوری بذار که منم بتونم بخونم آخه...
						  
						  صادق:
							
							۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
							لینک منبع: http://www.youtube.com/watch?v=UeoaBh-OCso است. برای مشاهده نیاز به فیل‌خشک‌کن دارید!
						  
					  
				  
			  ارسال نظر سریع]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.youtube.com/watch?v=UeoaBh-OCso">http://www.youtube.com/watch?v=UeoaBh-OCso</a></p>

				<div>
					<h4>2 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/2a069ac9bcafc1beab644605f38e4d31?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>تازه وارد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/02/332/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-218">۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹</a></small>
							یه جوری بذار که منم بتونم بخونم آخه...
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a50ffeb65649d005f222fd3f654f475b?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>صادق:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/02/332/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-219">۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹</a></small>
							لینک منبع: http://www.youtube.com/watch?v=UeoaBh-OCso است. برای مشاهده نیاز به فیل‌خشک‌کن دارید!
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.sadeq.ir/?cof_write=332">ارسال نظر سریع</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.sadeq.ir/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=332" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sadeq.ir/1389/02/332/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

