امام علی(۲)

امام علی(علیه السلام) به مالک اشتر:

ای مالک!
اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی،
فردا به آن چشم نگاهش مکن

شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی

دموکراسی تو روز روشن!

بله هست. مدارک‌ش هم موجوده نشون بدم؟ یکی‌اش همین فیلم «دموکراسی تو روز روشن». وقتی چنین فیلم مزخرف بی‌محتوایی که آخر هنرش متلک پراندن به برخی اقشار جامعه است، می‌شود فیلم! و می‌آید روی پرده همین خودش یک معنای دموکراسی  است از نوع احمدی نژٰادی. نمی‌دانم از اولش بی محتوا بوده یا بعد از سانسور به این روز افتاده. اما به گمانم متلک‌های سخیف پراندن(مثل مال پیرزن رو خوردی! و بعد اصلاح‌اش کردن و دهنم … و خوردن ادامه‌اش که سرویس شد!) و توجیه ترسیدن از جنگ و فرار کردن و ایجاد شبهه اصلاح این اشتباهات بعد از مرگ، معمولی نشان دادن کار ضد ارزشی مثل ترک کردن یه هم رزم در حال مرگ برای نجات جان خود و بازی‌های مصنوعی و تعمیم قوانین این دنیایی مثل پارتی بازی و … به آن دنیا، و بی‌اهمیت کردن ارزش تلاش‌های جان بر کف‌هایی که از کشورمان دفاع کردند، آن هم به اسم عدالت الهی، خیلی به مشخصات یک فیلم قوی، منصفانه و اجتماعی نمی‌خورد. بیشتر شبیه سناریویی است از نوع هالیوودی که به نرمی و ظرافت می‌خواهد مخ مخاطب را شستشو دهد و قاطی به ظاهر چارچوب شکنی‌هایش (به جای آزادی)،‌ آنچه عده‌ای می‌خواهند را در ذهن مخاطب متبلور کند. این نوع فیلم سازی آدم را به یاد بعضی فیلم‌های هالیوودی می‌اندازد که با به کار گیری هر آن چه در توان داشته(از تکنیک و خلاقیت) سعی می‌کند تاریخ سازی کند و به تغییر ارزش‌ها و مفاهیمی بپردازد که درست یا غلط در ذهن اجتماع شکل گرفته است. و البته این نوع سینمایی که تازه در ایران شکل گرفته است، در ابتدای مسیر است و راه زیادی در پیش دارد. شایسته است تولد سینمای «شر و ور وود» را به وضع حمل کنندگان آن در تلویزیون و سینما تبریک گفت و بر قبر فیلم‌فارسی‌های خودمان گریست که لااقل تک و توک فیلم وزین از توش در می‌آمد.

من و دیگران

یک افسانه است که خیلی‌ها به آن اعتقاد داریم. هر کار بدی را که دیگران در حق ما انجام دهند خود را محق می‌دانیم که همان بلا را سر آن دیگری بیاوریم تنها به این دلیل که او هم اینکار را می‌کند.

و از آن بدتر به خود حق می‌دهیم بد باشیم …

باید تمرین کنم دنیا و دیگران را فقط از دریچه و منظر خودم نبینم. آدم‌ها هر کدام دنیایی هستند، دنیایی …

بدون هیچ وابستگی

زیاد اینطرف و اونطرف می‌بینیم که فلان کاندید انتخابات اعلام می‌کنه من مستقل به صحنه آمده‌ام و به هیچ کس و هیچ‌جا وابستگی ندارم.
فلان سایت اعلام می‌کنه به هیچ جا وابسته نیست و به همین دلیل خیلی بی‌طرف است.
و قس علی هذا!

انگار که بی‌طرف بودن هنر است. انگار که کلوخ بودن هنر است. انگار که اینقدر بی‌ثبات باشی که کسی تو را در دسته و گروهش قبول نکند خوب است.

به باور من که اینگونه نیست. آدمی اگر مرام نداشته باشد، اگر در زندگی جهت نداشته باشه، اگر جاذبه و دافعه نداشته باشه که چه تفاوتی با سیب‌زمینی می‌کنه؟ حتی سیب‌زمینی هم جاذبه داره وگرنه برای چی باید مفتی پخش بشه؟ حتی سیب‌زمینی هم دافعه داره وگرنه چرا عده‌ای باید پخش مجانی سیب‌زمینی را انکار کنند؟

من به خیلی چیزها وابسته‌ام.
من به زندگی خصوصیم بخصوص همسرم، به عقایدم به خصوص آزادی فکری و احترام به تفاوت، به شغلم و گروه دوستانم وابسته‌ام و دلبسته.
من از دموکراسی خوشم میاد و از دیکتاتوری و خفقان بیزارم بخصوص در مورد کشور خودم.
من از آدمیت و انسانیت آدم‌ها لذت می‌برم و کوته‌فکری و حماقت گریزانم.
من از گنو لینوکس و فلسفه پشتش خوشم میاد.
من آدمم.
آی آدم‌ها! من آدمم.