<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خود خودمان &#187; خشونت</title>
	<atom:link href="http://www.sadeq.ir/tags/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sadeq.ir</link>
	<description>نوشته‌های صادق و مریم</description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Sep 2010 18:41:39 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=abc</generator>
		<item>
		<title>پشکل!</title>
		<link>http://www.sadeq.ir/1389/04/387/%d9%be%d8%b4%da%a9%d9%84/</link>
		<comments>http://www.sadeq.ir/1389/04/387/%d9%be%d8%b4%da%a9%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 Jun 2010 14:50:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sadeq.ir/?p=387</guid>
		<description><![CDATA[زن چادری شکوایه کنان با لحنی نه چندان مناسب از روبرویم رد می‌شد و به نظر می‌رسید عصبانی باشد. تنها چیزی که واضح شنیدم این بود:«مثل پشکل!» چنین عبارتی در محوطه مترو چندان متعارف نبود. دقت کردم ببینم جریان چیست. او که متوجه دقت من و بغل دستیم شده بود شروع به بازگویی کرد. شاید [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زن چادری شکوایه کنان با لحنی نه چندان مناسب از روبرویم رد می‌شد و به نظر می‌رسید عصبانی باشد. تنها چیزی که واضح شنیدم این بود:«مثل پشکل!» چنین عبارتی در محوطه مترو چندان متعارف نبود. دقت کردم ببینم جریان چیست. او که متوجه دقت من و بغل دستیم شده بود شروع به بازگویی کرد. شاید برای جلب حمایت یا شیرفهم شدن ما:«افغانی‌های کثیف. عین پشکل ریخته‌اند همه جا&#8230;» به دو مرد افغانی رو کرد:«پاشین برین مملکت خودتون. &#8230; کی می‌خواید کشور ما رو ول کنید» بقیه فحش‌هاش یادم نیست. مردان افغانی داشتند بیچاره گونه به فحاشی‌های یک بومی در کشوری که پناهنده‌اش! بودند گوش می‌کردند. مرد جاروکش مجالی برای عرض اندام کوچک‌ش یافت:«به چی نگاه می‌کنید؟ اونور رو نگاه کن!»</p>
<p>و من با خود می‌اندیشیدم که آن‌ها دیر یا زود خواهند رفت. و چه خواهند گفت با خودشان. و خدا نکند که روزی ما به این سرنوشت دچار شویم. و خدا نکند که اگر خدای ناکرده طالبان‌ها و بیگانگان کشورمان را به یغما بردند نتوانیم به جایی غیر از افغانستان پناه ببریم&#8230;</p>

				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a50ffeb65649d005f222fd3f654f475b?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>صادق:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/04/387/%d9%be%d8%b4%da%a9%d9%84/comment-page-1/#comment-256">2010-Jun-24</a></small>
							پناهنده.
کنوانسیون پناهندگی.
قانون ناواضح.
مردم نامردم.
....
من از اینجا، دوست هموطنم جایی دیگر.
او اینجا، وطنش جای دیگر.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.sadeq.ir/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=387">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sadeq.ir/1389/04/387/%d9%be%d8%b4%da%a9%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سنت دوست داشتنی و عزیز من!</title>
		<link>http://www.sadeq.ir/1389/04/382/%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2-%d9%85%d9%86/</link>
		<comments>http://www.sadeq.ir/1389/04/382/%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2-%d9%85%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 Jun 2010 14:24:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
				<category><![CDATA[خصوصی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[دل]]></category>
		<category><![CDATA[دل پراکنی‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sadeq.ir/1389/04/382/%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2-%d9%85%d9%86/</guid>
		<description><![CDATA[آه ای سنت
ای دیرینه
ای پاینده
بگذار خود را فدای تو سازم
و زندگیم را
و تمام آرمان و عقاید و تمایلات و حتی شادی‌ام را
ای سنت عزیز، ای بت نا شکستنی!
گنج‌های شادی‌ام را که طی سال‌ها به زحمت برای خودم نگه داشته‌ام در زری باف افسردگی می‌پیچم و تمام‌ش را خالصانه به درگاه‌ت ارزانی می‌دارم به مثابه نوزادی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آه ای سنت<br />
ای دیرینه<br />
ای پاینده<br />
بگذار خود را فدای تو سازم<br />
و زندگیم را<br />
و تمام آرمان و عقاید و تمایلات و حتی شادی‌ام را<br />
ای سنت عزیز، ای بت نا شکستنی!<br />
گنج‌های شادی‌ام را که طی سال‌ها به زحمت برای خودم نگه داشته‌ام در زری باف افسردگی می‌پیچم و تمام‌ش را خالصانه به درگاه‌ت ارزانی می‌دارم به مثابه نوزادی که در قربان‌گاه خدایان سر بریده می‌شود.<br />
آه نه نه نه نه &#8230;<br />
نگو که از من چنین نمی‌خواهی<br />
هرگز مگو که مرا به من می‌بخشایی<br />
به خاطر جوانی‌ام؟ محض انسان بودنم؟ برای شخصیت‌ام؟ نه هرگز مگو که این‌ها را سال‌هاست با زهد و رهبانیت به چارمیخ کشیده‌ام. به حرکت‌شان در میاور که تنها دردم را بیش‌تر می‌کند. بگذار بمانند در سیاه‌‌چال دلم، آویخته.<br />
چگونه باور کنم این همه را می‌توان در برابر ماهیت خدشه ناپذیر تو گذاشت. ماهیتی که اگرچه طی سالیان سال به کرار تغییر کرده است اما همیشه بوده است. و گویی به تعبیر آن هم وطن«تنها سنت تغییر ناپذیر در این ماهیت تغییر پذیری بوده است*» اما همیشه وجود داشته. حتی اگر پر از تناقض بوده است. حتی اگر گذر زمان آن را به چرخشی تمام وا داشته است.چنان که اگر به واپس بنگرد خود را نخواهد شناخت. اما هنوز هست. و تو هنوز هستی. مهم نیست چقدر تغییر کرده‌ای. یا چه تغییراتی کرده‌ای. تو هستی. و بودن تو مهم‌تر از هر چیزی است. حتی از بودن «من». چرا که در بودن تو «من»‌های دیگری نفس می‌کشند. «من»هایی که نبودنت را به مثابه مرگ خویش می‌دانند. و چنین است که تو باید باشی. آری&#8230;<br />
سنت عزیز و دیرینه‌ام&#8230;<br />
بت‌ها نیز مثل تو بودند تا «منیت»های دیگری هم‌چنان باشند.<br />
و تو نیز &#8230; حتی اگر نخواهی. شاید بت‌ها هم خودشان نمی‌خواستند.<br />
بنابراین ای سنت عزیز و دیرینه&#8230;<br />
زندگی، جوانی، شادی، فرصت‌ها، آرزوها، بودن‌ها، &#8230; همه و همه را به پای تو می‌ریزم&#8230;<br />
مگو که چنین نکنم&#8230;<br />
که در غیر این صورت «من»ها و «منیت»ها خود خواهند کرد&#8230; مرا فدای تو&#8230;<br />
.<br />
.<br />
.</p>
<p>* اشاره به جمله‌ای از محمد علی اسلامی ندوشن در کدام کتاب را یادم نیست!</p>

				<div>
					<h4>4 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/2a069ac9bcafc1beab644605f38e4d31?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>تازه وارد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/04/382/%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2-%d9%85%d9%86/comment-page-1/#comment-257">2010-Jun-26</a></small>
							مگر سنت یکی از تعینهای اجتماعی نیست؟
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/fb72cc07a80d60b0bb954507042d5c3b?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>مریم:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/04/382/%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2-%d9%85%d9%86/comment-page-1/#comment-260">2010-Jun-26</a></small>
							آگاهی بدست نمی آید مگر به میزان آزادی، یعنی امکان فاصله‌گیری از تعیّن‌های طبیعی، تاریخی، اجتماعی و روانی (چهار زندان).
دکتر شریعتی
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/2a069ac9bcafc1beab644605f38e4d31?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>تازه وارد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/04/382/%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2-%d9%85%d9%86/comment-page-1/#comment-264">2010-Jun-26</a></small>
							ببخشید من فقط تناسب این  نوشته در رابطه با نوشته سنت رو متوجه نشدم.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/fb72cc07a80d60b0bb954507042d5c3b?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>مریم:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/04/382/%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2-%d9%85%d9%86/comment-page-1/#comment-271">2010-Jun-28</a></small>
							به گفته دکتر شریعتی با رهایی از چهار زندان که از جمله است تعین‌های اجتماعی! به آزادی و آنگاه به آگاهی می‌رسیم. منظور من این است که تعین اجتماعی بودن دلیل بر الزامی بودن نیست. بلکه در قاطبه موارد مسیر تعالی را سد می‌کند.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.sadeq.ir/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=382">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sadeq.ir/1389/04/382/%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2-%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خداوندا مصونم بدار از ظلم و ظالم!</title>
		<link>http://www.sadeq.ir/1389/03/373/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af%d8%a7-%d9%85%d8%b5%d9%88%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%b8%d9%84%d9%85-%d9%88-%d8%b8%d8%a7%d9%84%d9%85/</link>
		<comments>http://www.sadeq.ir/1389/03/373/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af%d8%a7-%d9%85%d8%b5%d9%88%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%b8%d9%84%d9%85-%d9%88-%d8%b8%d8%a7%d9%84%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 Jun 2010 17:52:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاه‌نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sadeq.ir/?p=373</guid>
		<description><![CDATA[وقتی قیافه بعضی آدم‌ها رو نگاه می‌کنم با خودم فکر می‌کنم این که همه چیزش شبیه بقیه‌است، چطور می‌شه چنین کاری ازش سر بزنه. از این دسته افراد اونایی هستن که عکس‌شون  رو تو روزنامه می‌زنن که مرتکب قتل یا دزدی یا سایر جرائم عجیب و غریب شدن. از همین جمله‌اند لمپن‌هایی که باتوم دست‌شون [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی قیافه بعضی آدم‌ها رو نگاه می‌کنم با خودم فکر می‌کنم این که همه چیزش شبیه بقیه‌است، چطور می‌شه چنین کاری ازش سر بزنه. از این دسته افراد اونایی هستن که عکس‌شون  رو تو روزنامه می‌زنن که مرتکب قتل یا دزدی یا سایر جرائم عجیب و غریب شدن. از همین جمله‌اند لمپن‌هایی که باتوم دست‌شون می‌گیرن و تو خیابونا عربده کشی می‌کنن و وحشیانه هم‌وطنان‌شون رو آزار می‌دن. ذهنم کم می‌یاره تو تحلیل رفتار اینا. یا اونایی که تجاوز می‌کنن یا &#8230;</p>

				<div>
					<h4>1 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a50ffeb65649d005f222fd3f654f475b?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>صادق:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/03/373/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af%d8%a7-%d9%85%d8%b5%d9%88%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%b8%d9%84%d9%85-%d9%88-%d8%b8%d8%a7%d9%84%d9%85/comment-page-1/#comment-247">2010-Jun-15</a></small>
							أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا ﴿الفرقان: ۴۴﴾

لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ  هُمْ أَضَلُّ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ  ﴿الأعراف: ١٧٩﴾
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.sadeq.ir/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=373">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sadeq.ir/1389/03/373/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af%d8%a7-%d9%85%d8%b5%d9%88%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%b8%d9%84%d9%85-%d9%88-%d8%b8%d8%a7%d9%84%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسارت! توهین! نابرابری! ظلم! &#8230;</title>
		<link>http://www.sadeq.ir/1389/03/371/%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d9%87%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85/</link>
		<comments>http://www.sadeq.ir/1389/03/371/%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d9%87%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 Jun 2010 17:43:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sadeq.ir/?p=371</guid>
		<description><![CDATA[یکی از چیزایی که تو دوران خوابگاه خیلی آزارم می‌داد،‌ محدودیت ساعت رفت و آمد برای دختران و رفتارهای توهین‌آمیز برخی از مسئولین خوابگاه و نگهبان‌ها بود. هنوز وقتی صحنه‌های مختلف برخوردم با افراد و خاطرات مربوط به این بخش از زندگی در خوابگاه یادم می‌آد، احساس نفرت شدیدی از تفکر حاکم بهم دست می‌ده. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از چیزایی که تو دوران خوابگاه خیلی آزارم می‌داد،‌ محدودیت ساعت رفت و آمد برای دختران و رفتارهای توهین‌آمیز برخی از مسئولین خوابگاه و نگهبان‌ها بود. هنوز وقتی صحنه‌های مختلف برخوردم با افراد و خاطرات مربوط به این بخش از زندگی در خوابگاه یادم می‌آد، احساس نفرت شدیدی از تفکر حاکم بهم دست می‌ده. تفکری که از سر تا ذیل زنان رو می‌خواد کنترل کنه. که موفق شده حتی فکر بعضی از خود زن‌ها رو هم زیر سیطره خودش در بیاره. تفکری که مبناش یه چیز بیشتر نیست:«لذت جویی مستبدانه مردان». بهانه این یادآوری سفری بود که هفته پیش از یزد به تهران داشتم و در قطار با دختر دانشجوی قزوینی که در آموزشکده فنی شهرستان میبد سرامیک می‌خوند، هم کوپه شدم. طبق گفته این بنده خدا دانشجویان آموزشکده مذکور حق خانه گرفتن در شهر را نداشتند و مجبورند که از خوابگاه استفاده کنند و در خوابگاه هم روزانه تنها ۲ ساعت حق بیرون رفتن داشته‌اند، آن هم ماکزیمم تا ۸ شب. حتی روزهای جمعه. یعنی این دختر حتی نتوانسته بود در طول دوران دانشجویی یک بار بیاید یزد را ببیند. تصور کنید به شما بگویند روز جمعه بیش از دو ساعت حق ندارید از محل سکونتتان خارج شوید. این یعنی قرنطینه! یعنی اسارت! توهین! نابرابری! ظلم! &#8230;</p>

				<div>
					<h4>10 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a50ffeb65649d005f222fd3f654f475b?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>صادق:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/03/371/%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d9%87%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85/comment-page-1/#comment-246">2010-Jun-15</a></small>
							وا! بنده خدا دانشگاه میرفت یا زندون؟ 
-----
چقدر این دخالت در زندگی شخصی زیاد شده بخصوص واسه خانوما.  آدم یاد ۱۹۸۴ میوفته. امیدوارم خدا کامی عقل به اینا بده که نمیدونم شدنی هست یا نه!
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/2a069ac9bcafc1beab644605f38e4d31?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>تازه وارد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/03/371/%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d9%87%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85/comment-page-1/#comment-248">2010-Jun-16</a></small>
							چکا کنن بنده خداها آخه سابقه دانشگاه میبد....دیگه، شایدم مجبور شدن اینجوری رفتار کنن البته اون تقصیری نداره ولی معمولا ماها به گناه همدیگه میسوزیم..
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/dc05f9aba5fb010a93afef0a976a2429?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>مهدی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/03/371/%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d9%87%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85/comment-page-1/#comment-249">2010-Jun-16</a></small>
							چه ربطی داره آقا/خانم تازه وارد؟!
یعنی شما جدی فکر می‌کنی این توجیه مناسبی واسه اون رفتار مسؤولینه؟؟؟
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/2a069ac9bcafc1beab644605f38e4d31?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>تازه وارد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/03/371/%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d9%87%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85/comment-page-1/#comment-251">2010-Jun-17</a></small>
							البته ما که سابقه اجرایی نداریم ولی راستی شما برای حل این مشکل چه راهی پیشنهاد می کنید؟
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/fb72cc07a80d60b0bb954507042d5c3b?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>مریم:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.sadeq.ir/1389/03/371/%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d9%87%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85/comment-page-1/#comment-253">2010-Jun-22</a></small>
							از نظر اجرایی، متولی امور حق ندارد برای رفت و آمد و نوع پوشش کسی تعیین تکلیف کند. بلکه باید امنیت را برای هر انسانی که می‌خواهد در اجتماع حاضر شود فراهم کند و ضعف خود را به گناه دیگران ننویسد. ضرب‌المثل تر و خشک را با هم سوزاندن، نه توجیه بلکه توصیف رفتار ناپسند این مسئولین است. چرا به جای این که بگوییم سابقه دانشگاه میبد(که البته منظور دانشجویان آن هستند) بد است نمی‌گوییم سابقه شهر میبد در تآمین امنیت اجتماعی و فرهنگ مردم آن نمره خوبی ندارد؟ چرا به افرادی اشاره نمی‌کنیم که مغزشان فراتر از حواس پنج‌گانه‌شان عمل‌کردی ندارد و تنها متابولیسم‌شان پاسخ‌گویی به غرایزشان است. متآسفانه نعل وارونه زدن در کشور ما معمول شده است طوری که از درست زدن آن موجه‌تر به نظر می‌رسد.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.sadeq.ir/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=371">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a href='http://www.sadeq.ir/1389/03/371/%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d9%87%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85/#comments'>5 نظر دیگر</a></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sadeq.ir/1389/03/371/%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d9%87%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%b8%d9%84%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خشونت</title>
		<link>http://www.sadeq.ir/1388/10/79/i-hate-violence/</link>
		<comments>http://www.sadeq.ir/1388/10/79/i-hate-violence/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 Jan 2010 07:57:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[ترور]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sadeq.ir/1388/10/79/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa/</guid>
		<description><![CDATA[بدم می‌آید از خشونت.
بدم می‌آید از احمق.
بدم می‌آید از آنکه به خود حق می‌دهد از خشونت برای رساندن پیام (غلط/درست) استفاده کند.
چه حکومت، چه ناراضی، چه معترض، چه گروه، چه گروهک. احمق‌ها همه جا هستند &#8230;
مرتبط:

خبر خبرگزاری فرانسه
اطلاعیه یک گروهک! این‌ها آدم را یاد منافقین میندازه که هر اتفاقی که میافته بد و خوب به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بدم می‌آید از خشونت.<br />
بدم می‌آید از احمق.<br />
بدم می‌آید از آنکه به خود حق می‌دهد از خشونت برای رساندن پیام (غلط/درست) استفاده کند.<br />
چه حکومت، چه ناراضی، چه معترض، چه گروه، چه گروهک. احمق‌ها همه جا هستند &#8230;</p>
<p>مرتبط:</p>
<ul>
<li><a title="خبر ترور مسعود محمدی" href="http://www.rfi.fr/actufa/articles/121/article_10383.asp">خبر خبرگزاری فرانسه</a></li>
<li><a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810221074">اطلاعیه یک گروهک</a>! این‌ها آدم را یاد منافقین میندازه که هر اتفاقی که میافته بد و خوب به خودشون میگیرن. احمق و خودبزرگبینی معجونی است بس اسفبار.</li>
<li><a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810220584">دو مصدوم در نتیجه انفجار تروریستی</a></li>
<li><a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810220699">دکتر مسعودی علی‌محمدی</a> که در این ترور کشته شد و حالا دعوا شده سر اینکه حکومتی بوده یا طرفدار جنبش سبز. که چقدر بد است آدم گوشت قربانی باشد. و چقدر بد است به <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810220855">آدم بودن</a> آدمی از چپ و راست بودنش کمتر اهمیت داده شود.</li>
<li>و <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810220564">جزییات</a></li>
<li>و <a href="http://masihalinejad.com/?p=1106">یک تحلیل دیگر</a> که مطلبی است قابل تامل.</li>
<li>و <a href="http://shirzad.ir/2010/01/post_164.html">عروج مسعود</a> از دکتر احمد شیرزاد</li>
</ul>
<p>و اینگونه است که نگرانی از خشونت و بی‌منطقی و عدم تحمل و &#8230; بالا می‌گیرد &#8230;</p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.sadeq.ir/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=79">ارسال نظر سریع</a></b></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sadeq.ir/1388/10/79/i-hate-violence/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
