خشونت
بدم میآید از خشونت.
بدم میآید از احمق.
بدم میآید از آنکه به خود حق میدهد از خشونت برای رساندن پیام (غلط/درست) استفاده کند.
چه حکومت، چه ناراضی، چه معترض، چه گروه، چه گروهک. احمقها همه جا هستند …
مرتبط:
- خبر خبرگزاری فرانسه
- اطلاعیه یک گروهک! اینها آدم را یاد منافقین میندازه که هر اتفاقی که میافته بد و خوب به خودشون میگیرن. احمق و خودبزرگبینی معجونی است بس اسفبار.
- دو مصدوم در نتیجه انفجار تروریستی
- دکتر مسعودی علیمحمدی که در این ترور کشته شد و حالا دعوا شده سر اینکه حکومتی بوده یا طرفدار جنبش سبز. که چقدر بد است آدم گوشت قربانی باشد. و چقدر بد است به آدم بودن آدمی از چپ و راست بودنش کمتر اهمیت داده شود.
- و جزییات
- و یک تحلیل دیگر که مطلبی است قابل تامل.
- و عروج مسعود از دکتر احمد شیرزاد
و اینگونه است که نگرانی از خشونت و بیمنطقی و عدم تحمل و … بالا میگیرد …

ما اینجا هر چه داریم میریزیم روی دایره... این جا خودخودمان هستیم. نه نقشهایی که به ما محول شده است. نه آن تصویری که خودمان یا دیگران از ما ساختهاند. اینجا ما هستیم.
تخصص نیمی از ما نرمافزار و نیم دیگر میکروبیولوژی است. ما علائقمان، درگیریهای ذهنیمان، دیدگاههایمان و تردیدهایمان را اینجا مینویسیم. شاید تعبیر شل سیلور استاین بد نباشد: اینجا بخشی از گوشههای ناصافمان را گرد میکنیم تا با هم بهتر غلت بخوریم، دنیا را نظاره کنیم و از زندگی لذت ببریم. اینجا صندوق مشترک امانات ماست. ما که از هشت هشت هشتاد و هشت آغاز کردیم تا ... خدا میداند.
| 