دموکراسی تو روز روشن!

بله هست. مدارک‌ش هم موجوده نشون بدم؟ یکی‌اش همین فیلم «دموکراسی تو روز روشن». وقتی چنین فیلم مزخرف بی‌محتوایی که آخر هنرش متلک پراندن به برخی اقشار جامعه است، می‌شود فیلم! و می‌آید روی پرده همین خودش یک معنای دموکراسی  است از نوع احمدی نژٰادی. نمی‌دانم از اولش بی محتوا بوده یا بعد از سانسور به این روز افتاده. اما به گمانم متلک‌های سخیف پراندن(مثل مال پیرزن رو خوردی! و بعد اصلاح‌اش کردن و دهنم … و خوردن ادامه‌اش که سرویس شد!) و توجیه ترسیدن از جنگ و فرار کردن و ایجاد شبهه اصلاح این اشتباهات بعد از مرگ، معمولی نشان دادن کار ضد ارزشی مثل ترک کردن یه هم رزم در حال مرگ برای نجات جان خود و بازی‌های مصنوعی و تعمیم قوانین این دنیایی مثل پارتی بازی و … به آن دنیا، و بی‌اهمیت کردن ارزش تلاش‌های جان بر کف‌هایی که از کشورمان دفاع کردند، آن هم به اسم عدالت الهی، خیلی به مشخصات یک فیلم قوی، منصفانه و اجتماعی نمی‌خورد. بیشتر شبیه سناریویی است از نوع هالیوودی که به نرمی و ظرافت می‌خواهد مخ مخاطب را شستشو دهد و قاطی به ظاهر چارچوب شکنی‌هایش (به جای آزادی)،‌ آنچه عده‌ای می‌خواهند را در ذهن مخاطب متبلور کند. این نوع فیلم سازی آدم را به یاد بعضی فیلم‌های هالیوودی می‌اندازد که با به کار گیری هر آن چه در توان داشته(از تکنیک و خلاقیت) سعی می‌کند تاریخ سازی کند و به تغییر ارزش‌ها و مفاهیمی بپردازد که درست یا غلط در ذهن اجتماع شکل گرفته است. و البته این نوع سینمایی که تازه در ایران شکل گرفته است، در ابتدای مسیر است و راه زیادی در پیش دارد. شایسته است تولد سینمای «شر و ور وود» را به وضع حمل کنندگان آن در تلویزیون و سینما تبریک گفت و بر قبر فیلم‌فارسی‌های خودمان گریست که لااقل تک و توک فیلم وزین از توش در می‌آمد.

شهید

خانمی میان‌سال با پوشش مانتو و شالی که خیلی هم سفت نبود، موقر و با شخصیت، روبرویم نشسته بود. از دانشگاه پرسید و این که آیا من سهمیه شاهد دارم یا نه. بعد گفت من خودم مادر شهیدم! گفت وقتی شهردار و … به خانه‌مان می‌آیند- لابد برای ارج گذاشتن به خانواده شهدا- به آن‌ها می‌گویم پسر من نماز نمی‌خواند اما برای ناموس و کشورش جان‌ش را تقدیم کرد. او برای چه رفت. چه شد.

وقتی بهش می‌گفتم نرو می‌گفت: من نروم، دیگری هم نرود. پس چه کسی از میهن‌مان دفاع کند.

نامه‌ای که نوه‌اش برای عموی شهیدش نوشته بود را نشانم داد. دخترک نوشته بود: وقتی دوستان عمویم برای خاک سپاری‌اش آمدند مامان‌بزرگ‌م پرسید چرا این‌ها پابرهنه‌اند. آن‌ها گفتند چون عمویم خواب دیده که اگر من شهید شدم پابرهنه به مزارم بیایید.

دخترک دو تا قلب کشیده بود که یک تیر از میانش رد شده بود. مثل قلب‌های عاشقانه. اما پایین‌ش نوشته بود: این تیر اراق(عراق) است که به قلب تو خورده!

پشکل!

زن چادری شکوایه کنان با لحنی نه چندان مناسب از روبرویم رد می‌شد و به نظر می‌رسید عصبانی باشد. تنها چیزی که واضح شنیدم این بود:«مثل پشکل!» چنین عبارتی در محوطه مترو چندان متعارف نبود. دقت کردم ببینم جریان چیست. او که متوجه دقت من و بغل دستیم شده بود شروع به بازگویی کرد. شاید برای جلب حمایت یا شیرفهم شدن ما:«افغانی‌های کثیف. عین پشکل ریخته‌اند همه جا…» به دو مرد افغانی رو کرد:«پاشین برین مملکت خودتون. … کی می‌خواید کشور ما رو ول کنید» بقیه فحش‌هاش یادم نیست. مردان افغانی داشتند بیچاره گونه به فحاشی‌های یک بومی در کشوری که پناهنده‌اش! بودند گوش می‌کردند. مرد جاروکش مجالی برای عرض اندام کوچک‌ش یافت:«به چی نگاه می‌کنید؟ اونور رو نگاه کن!»

و من با خود می‌اندیشیدم که آن‌ها دیر یا زود خواهند رفت. و چه خواهند گفت با خودشان. و خدا نکند که روزی ما به این سرنوشت دچار شویم. و خدا نکند که اگر خدای ناکرده طالبان‌ها و بیگانگان کشورمان را به یغما بردند نتوانیم به جایی غیر از افغانستان پناه ببریم…

سنت دوست داشتنی و عزیز من!

آه ای سنت
ای دیرینه
ای پاینده
بگذار خود را فدای تو سازم
و زندگیم را
و تمام آرمان و عقاید و تمایلات و حتی شادی‌ام را
ای سنت عزیز، ای بت نا شکستنی!
گنج‌های شادی‌ام را که طی سال‌ها به زحمت برای خودم نگه داشته‌ام در زری باف افسردگی می‌پیچم و تمام‌ش را خالصانه به درگاه‌ت ارزانی می‌دارم به مثابه نوزادی که در قربان‌گاه خدایان سر بریده می‌شود.
آه نه نه نه نه …
نگو که از من چنین نمی‌خواهی
هرگز مگو که مرا به من می‌بخشایی
به خاطر جوانی‌ام؟ محض انسان بودنم؟ برای شخصیت‌ام؟ نه هرگز مگو که این‌ها را سال‌هاست با زهد و رهبانیت به چارمیخ کشیده‌ام. به حرکت‌شان در میاور که تنها دردم را بیش‌تر می‌کند. بگذار بمانند در سیاه‌‌چال دلم، آویخته.
چگونه باور کنم این همه را می‌توان در برابر ماهیت خدشه ناپذیر تو گذاشت. ماهیتی که اگرچه طی سالیان سال به کرار تغییر کرده است اما همیشه بوده است. و گویی به تعبیر آن هم وطن«تنها سنت تغییر ناپذیر در این ماهیت تغییر پذیری بوده است*» اما همیشه وجود داشته. حتی اگر پر از تناقض بوده است. حتی اگر گذر زمان آن را به چرخشی تمام وا داشته است.چنان که اگر به واپس بنگرد خود را نخواهد شناخت. اما هنوز هست. و تو هنوز هستی. مهم نیست چقدر تغییر کرده‌ای. یا چه تغییراتی کرده‌ای. تو هستی. و بودن تو مهم‌تر از هر چیزی است. حتی از بودن «من». چرا که در بودن تو «من»‌های دیگری نفس می‌کشند. «من»هایی که نبودنت را به مثابه مرگ خویش می‌دانند. و چنین است که تو باید باشی. آری…
سنت عزیز و دیرینه‌ام…
بت‌ها نیز مثل تو بودند تا «منیت»های دیگری هم‌چنان باشند.
و تو نیز … حتی اگر نخواهی. شاید بت‌ها هم خودشان نمی‌خواستند.
بنابراین ای سنت عزیز و دیرینه…
زندگی، جوانی، شادی، فرصت‌ها، آرزوها، بودن‌ها، … همه و همه را به پای تو می‌ریزم…
مگو که چنین نکنم…
که در غیر این صورت «من»ها و «منیت»ها خود خواهند کرد… مرا فدای تو…
.
.
.

* اشاره به جمله‌ای از محمد علی اسلامی ندوشن در کدام کتاب را یادم نیست!

مصطفی تاج زاده۱

از ایراداتی که به سیاست‌مداران انقلابی دیروز و منتقد امروز وارد است، ادامه سکوت آنان نسبت به بخشی از حوادث تاریخ است که یا شاهد آن بوده‌اند یا به گفته برخی منتقدین عامل آن. این جملات زیباییست از یکی این سیاست‌مداران که الگویی می‌تواند باشد برای سایرین جهت زدودن غبار تردید از وجهه سیاسی‌شان:

*خطای ما این بود که در مقابل برخی رفتارهای دادگاه های انقلاب موضع نگرفتیم؛ در عین این‌که جناح موسوم به خط امام طراح اعلامیه ۱۰ ماده‌ای دادستانی انقلاب در زمان شهید قدوسی در بهار سال ۱۳۶۰ بود (طرحی که گروه‌های سیاسی دگراندیش مخاطب آن بودند و بسط مناظره و حقوق و آزادی‌های قانونی آنان را به خلع سلاح گروه‌ها پیوند می‌زد)، اما نتوانستیم (و نیز تروریسم سال ۶۰ و جنگ تحمیلی نگذاشت) که این راه را تا مرحله گسست کامل از شیوه‌های غیردموکراتیک پیگیری کنیم.

*سکوت تأیید‌آمیز درباره نحوه محاکمات دادگاه انقلاب خطای ما بود، اما بازداشت فله‌ای منتقدان قانون‌گرا، “کهریزکی کردن” شهروندان معترض و نیز تیراندازی مستقیم به آنان ‌چنان پدیده‌ شومی است که واژه «خطا» به هیچ وجه نمی‌تواند توصیف خوبی برای آن باشد.

*نسل انقلاب باید اعتراف کند، ولی نه به دلیل مجاهده امروزینش برای بسط دموکراسی و ترویج حقوق بشر، که به علت عدم استفاده درست و کامل از فرصت‌هایی که ظهور تک‌صدایی را بر بستر عبور از آرمان‌های انقلاب اسلامی و اصول قانون اساسی غیرممکن می‌کرد.

*اعتراف می‌کنم که اگر در زمان خود در مقابل مواجهه نادرست با آیت‌الله شریعتمداری و برای حفظ حریم مرجعیت اعتراض می‌کردیم، کار به جایی نمی‌رسید که امروز حرمت مراجع و عالمانی همچون مرحوم آیت‌الله منتظری و حضرات آقایان وحید خراسانی، موسوی اردبیلی، صانعی، بیات زنجانی، دستغیب شیرازی، طاهری اصفهانی، جوادی آملی و… حتی در صدا و سیما مورد تعرض قرار گیرد و کار به جایی برسد که حتی بیت و نوه امام و حسینیه و مرقد ایشان و نیز آرامگاه مرحومان صدوقی و خاتمی از تعرض مصون نماند.

*باید از برخوردهای ناصوابی که با مهندس بازرگان و دکتر سحابی صورت گرفت، عذر خواست و نیز باید از همه سیاسیونی که خواهان فعالیت قانونی بودند و حقوقشان به بهانه‌های مختلف نقض شد، پوزش طلبید.

*همچنین باید از تحمیل یک سبک زندگی به شهروندان و دخالت در حریم خصوصی آنان معذرت خواست.

*خطای ما آن بود که تصور می‌کردیم ما انسان‌های متوسط قادریم در میخانه‌ها را ببندیم، بدون آن‌که لازم باشد درهای تزویر و ریا را باز کنیم.

*اشتباه ما این بود که در عمل به برخی امور عرفی تقدس ‌بخشیدیم، غافل از آن که تلاش مذکور عقیم و نتیجه اش عرفی شدن بسیاری از مقدسات است.

*بزرگترین خطای ما تعمیم مناسبات سیاسی در عصر “عصمت” به عصر “غیبت” بود. نتیجه چنین بینشی و عمل بر اساس آن، احیای مناسبات حکومت معصوم در دوره حکومت رهبران غیرمعصوم نبوده و نیست، بلکه سست کردن پایه‌های اعتقادی شهروندان، به ویژه نسل جوان به عصمت و علم لدنی معصومان و تضعیف مبانی ایمانی و اخلاقی جامعه بوده است. در حقیقت سال‌ها طول کشید تا کاملاً درک کنیم حکومت در عصر غیبت، با وجود و حضور انسان‌های متوسط که نه به همه اسرار و رموز جهان و جامعه و انسان آگاهند و نه از حب و بغض‌ها و منافع شخصی بری هستند، نمی‌تواند سعادت اخروی شهروندان را تأمین کند. گذاشتن چنین باری بر دوش حکومت عملاً به معنای آن است که دولت در تمام عرصه‌های زندگی شهروندان دخالت کند و به این ترتیب ضمن نقض حقوق و آزادی‌های آنان، در تأمین رفاه مردم و نیز توسعه علمی و فنی اقتصادی میهن با مشکلات عدیده مواجه شود.

*ما باید برخلاف انقلاب های دیگر جهان، از همان ابتدا بر این مسأله پافشاری می‌کردیم که تحت هر شرایطی، حتی با وجود جنگ و تروریسم، نقض حقوق بشر نه قانونی است، نه اسلامی و نه اخلاقی. همچنین تقدس هدف نباید مانع شود تا به روش‌های دستیابی به آن به اندازه کافی حساسیت نشان ندهیم؛ زیرا در عرصه اجتماع و حکومت، اهمیت روش‌ها کمتر از اهداف نیست، اگر بیشتر نباشد.

*ما نباید اجازه می‌دادیم خیانت و خباثت بعضی افراد یا طرح‌ها یا اقدام‌‌ها، خارج شدن ما را از مسیر قانون و شیوه‌های انسانی و اخلاقی توجیه کند؛ شکنجه در همه حال شکنجه است و اعدام زندانی قبلاً محاکمه و محکوم شده که در اسارت به سر می‌برد، ناموجه.

انتقال صفحات درخشان تجربه بزرگ نسل انقلاب به نسل کنونی، هنگامی میسر است که تکلیفمان را با لکه‌های تاریک تاریخ خودمان مشخص کنیم. چنانچه آن لکه‌ها کنار بروند، برای درخشش جنبه‌های مثبت انقلاب و حماسه‌های فراموش ناشدنی آن مجال فراهم خواهد شد.

منبع: مقاله«پدر، مادر، ما باز هم متهمیم» از سایت جرس

از باگ‌های نظام آموزشی

و از باگ‌های نظام آموزش عمومی و عالی ما این است که کار گروهی یاد داده نمی‌شود.

لعنت

لعنت به اینترنت آشغال ایران. همین

استفاده از دامنه با نام فارسی

چند ساله که داره روی اسم دامنه‌هایی با الفبایی غیرلاتین کار می‌شه. نتیجه کار یه استاندارد هست به نام IDN که خلاصه International Domain Name است. در این استاندارد نام از یه رشته غیرلاتین به کد Punycode تبدیل می‌شود.

برای دامنه‌های ایران IRNIC مسوول ثبت و نگهداری و مدیریت است. این مجموعه برای ایجاد یک دامنه فارسی به نام .ایران فعالیت کردند و الان این دامنه قابل استفاده است. مثلا اگه شما روی نشانی http://یزدانپرست.ایران.ir کلیک کنید، وارد وبلاگ خودخودمان می‌شوید. یا نشانی http://سمپاد.ایران.ir شما را به وب‌سایت انجمن دانش‌آموختگان استعدادهای درخشان می‌بره.
در هر این نام‌ها هنوز مشکلی دارند و اون اینکه هنوز لازمه که .ir به نام دامنه ,ایران اضافه بشه که به نظر جالب نمی‌یاد.
اگه شما مسوول یه isp باشید یا روی سرورهای سازمانی که توش کار می‌کنید نظارت داشته باشید می‌تونید این مشکل را با یه حقه دور بزنید.
برای اینکار لازمه که اول از همه BIND9 که معروف‌ترین DNS Server دنیا است را روی سرور اینترنت نصب کنید. بعد دو تا زون برای .ایران و .ایران اضافه کنید. (اشتباه نکنید یکیش با ی فارسی است و دیگری ی عربی! چون punnycodeها برای اونها فرق می‌کنه)
بعد به BIND9 بگین که درخواست برای تبدیل نام به آی‌پی برای این Zoneها را به سرور ns.nic.ir ارسال کنه.
توی Ubuntu برای اینکار کافیه یه فایل با این محتویات بسازید:

zone "xn--mgba3a4fra" {
        type forward;
        forwarders {194.225.70.89; 137.189.6.21; 198.6.1.162;};
};

zone "xn--mgba3a4f16a" {
        type forward;
        forwarders {194.225.70.89; 137.189.6.21; 198.6.1.162;};
};

و بعد داخل فایل named.conf این خط را اضافه کنید
فراموش نشه که بعد از راه‌اندازی مجدد BIND کلاینت‌ها را جوری تنظیم کنید که از این سرور به عنوان DNS سرور استفاده کنند.

برای امتحان می‌تونید به نشانی http://صادق.ایران بروید. اگه باز شد، شما کار را درست انجام دادین! فراموش نکنید حتما از فایرفاکس یا مرورگری که از IDN پشتیبانی می‌کنه برای تست استفاده کنید!