آرشیو بر اساس خرداد, ۱۳۸۹:

خداوندا مصونم بدار از ظلم و ظالم!

{ پست شده در ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ توسط مریم }
برچسب ها : ,
مربوط به : اجتماع, اخلاق, کوتاه‌نویسی

وقتی قیافه بعضی آدم‌ها رو نگاه می‌کنم با خودم فکر می‌کنم این که همه چیزش شبیه بقیه‌است، چطور می‌شه چنین کاری ازش سر بزنه. از این دسته افراد اونایی هستن که عکس‌شون  رو تو روزنامه می‌زنن که مرتکب قتل یا دزدی یا سایر جرائم عجیب و غریب شدن. از همین جمله‌اند لمپن‌هایی که باتوم دست‌شون می‌گیرن و تو خیابونا عربده کشی می‌کنن و وحشیانه هم‌وطنان‌شون رو آزار می‌دن. ذهنم کم می‌یاره تو تحلیل رفتار اینا. یا اونایی که تجاوز می‌کنن یا …

اسارت! توهین! نابرابری! ظلم! …

{ پست شده در ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ توسط مریم }
برچسب ها : ,
مربوط به : اجتماع, عمومی

یکی از چیزایی که تو دوران خوابگاه خیلی آزارم می‌داد،‌ محدودیت ساعت رفت و آمد برای دختران و رفتارهای توهین‌آمیز برخی از مسئولین خوابگاه و نگهبان‌ها بود. هنوز وقتی صحنه‌های مختلف برخوردم با افراد و خاطرات مربوط به این بخش از زندگی در خوابگاه یادم می‌آد، احساس نفرت شدیدی از تفکر حاکم بهم دست می‌ده. تفکری که از سر تا ذیل زنان رو می‌خواد کنترل کنه. که موفق شده حتی فکر بعضی از خود زن‌ها رو هم زیر سیطره خودش در بیاره. تفکری که مبناش یه چیز بیشتر نیست:«لذت جویی مستبدانه مردان». بهانه این یادآوری سفری بود که هفته پیش از یزد به تهران داشتم و در قطار با دختر دانشجوی قزوینی که در آموزشکده فنی شهرستان میبد سرامیک می‌خوند، هم کوپه شدم. طبق گفته این بنده خدا دانشجویان آموزشکده مذکور حق خانه گرفتن در شهر را نداشتند و مجبورند که از خوابگاه استفاده کنند و در خوابگاه هم روزانه تنها ۲ ساعت حق بیرون رفتن داشته‌اند، آن هم ماکزیمم تا ۸ شب. حتی روزهای جمعه. یعنی این دختر حتی نتوانسته بود در طول دوران دانشجویی یک بار بیاید یزد را ببیند. تصور کنید به شما بگویند روز جمعه بیش از دو ساعت حق ندارید از محل سکونتتان خارج شوید. این یعنی قرنطینه! یعنی اسارت! توهین! نابرابری! ظلم! …

بعضی‌وقت‌ها

{ پست شده در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹ توسط صادق }
دیدگاه‌ها خاموش
مربوط به : خصوصی, کوتاه‌نویسی

بعضی وقت‌ها فقط میشه گفت: شت

Volunteer Tourism

{ پست شده در ۱۸ خرداد ۱۳۸۹ توسط صادق }

میگن یه چیزی هست به نام Volunteer Tourism

تلخ

{ پست شده در ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ توسط مریم }
برچسب ها :
مربوط به : خصوصی, کوتاه‌نویسی

یه چیزی هست که بهش می‌گن سازگاری. ولی به نظر من همون تسلیمه. و خیلی چیز مزخرفیه.  تعارف نداریم که…

عشق!

{ پست شده در ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ توسط مریم }

باور نمی‌کنم مفهومی به نام عشق را که معنایش فراموشی مطلق خود باشد. مدت‌هاست فراموش کردن خودم را به بهانه عشق فراموش کرده‌ام. فکر کنم آنقدر پیش رفته‌ام که خود عشق را هم…

جستجوی امن

{ پست شده در ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ توسط صادق }

گوگل چند وقتی است که سرویس جستجوی امن‌ش را راه‌اندازی کرده برای دسترسی به این سرویس می‌تونید به نشانی https://www.Google.com برید.
هدف از راه‌اندازی این سرویس محافظت از حریم خصوصی افراد بخصوص در شبکه‌های WiFi بدون کدگذاری که بیشتر در مکان‌های عمومی مثل کافی‌شاپ‌ها، کتابخونه‌ها و … استفاده می‌شه عنوان شده است.
با استفاده از این سرویس کلیه ارتباطات شما با گوگل با یک الگوریتم رمزگذاری کد شده و در بین راه کسی نمی‌تونه ببینه که شما در جستجوی چه چیزی هستید.
به نظر من یکی دیگر از دلایل راه‌اندازی این سرویس دسترسی کاربران پشت فیلتر مثل کاربران چین به سرویس جستجوی گوگل با خیال راحت است.
البته این سرویس هنوز در مرحله بتا (آزمایشی) است.

ژانر!

{ پست شده در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ توسط مریم }
برچسب ها :
مربوط به : اخلاق, کوتاه‌نویسی

دیروز داشتم به مفهوم “ژانر” که زیاد دیدم توی وبلاگ نویسی(یه سبک جدید و جالب نویسندگی) به کار می ره فکر می کردم و البته به معنی اش. دیدم یه ژستی مد شده که هر چیزی که به نحوی مربوط به اعراب می شود را با برچسب “تازی” خفیف کردن و تحقیر و توهین و الخ. جدای این که به روح حرمت گذاری ایرانیم برخورده علاوه بر اعتقاداتم! دیدم این هم ژانری است برای خودش لابد. ژانر باستانی پرستی یا ژانر نفرت از تازی. حالا فهمیدم یعنی چه…!