همینطوریها
گاهی دلم برای خودم میسوزد که انتظارم از هرچیز و هر کس، واضح بودن و دقیق بودن است. این در حالی است که در دنیایی زندهگی میکنم که نه واضح است، نه دقیق است و همه چیز غیرقابل پیشبینی!
حتی در معیار انسان نرمال این دنیا …
۴ دیدگاه
برای ”همینطوریها“
متاسفانه بخش نظرات هم اکنون بسته می باشد .بخش نظرات مسدود است .

ما اینجا هر چه داریم میریزیم روی دایره... این جا خودخودمان هستیم. نه نقشهایی که به ما محول شده است. نه آن تصویری که خودمان یا دیگران از ما ساختهاند. اینجا ما هستیم.
تخصص نیمی از ما نرمافزار و نیم دیگر میکروبیولوژی است. ما علائقمان، درگیریهای ذهنیمان، دیدگاههایمان و تردیدهایمان را اینجا مینویسیم. شاید تعبیر شل سیلور استاین بد نباشد: اینجا بخشی از گوشههای ناصافمان را گرد میکنیم تا با هم بهتر غلت بخوریم، دنیا را نظاره کنیم و از زندگی لذت ببریم. اینجا صندوق مشترک امانات ماست. ما که از هشت هشت هشتاد و هشت آغاز کردیم تا ... خدا میداند.
| 
شاید به این خاطر باشه که در این دنیا «زندهگی» میکنید، نه «زندگی»… همون تفاوت زندمانی و زندگانی
آی!من هم این درد را دارم!استاد می گفت:
،بی خیال دیگران باشید!
….
…
/
مگر نمی دانید که بزرگترین دشمن آدمی فهم اوست!!!
این چه قومیست محمد؟؟؟
گاهی فکر می کنم شاید مفاهیم پیچیده اند که کلمات انگار از نفس افتاده اند توی سربالایی این همه تفکر و حرفهای دوپهلو.
این نظر شخصی من است البته.
والله شاید بخاطر اینه که فقط زات خداست که اطلاق داره! بقیه چیزا همه نسبی هستن! از چیزی که نسبیت داره نمی شه توقع دقیق بودن و این چیزا رو داشت!
دقت کردی که کارای خدا کاملاً قابل پیشبینیه؟؟؟
از مشخصات جالب انسان هم همین عدم وضوح و غیرقابل پیشبینی بودنه