بازم دوری
چند روزی با هم بودیم. خیلی زود گذشت و خیلی خوش گذشت، و باز تنها هستم. باید صبر کنم تا جمعه. بازم خدا پدر گراهامبل را بیامرزه.
۶ دیدگاه
برای ”بازم دوری“
متاسفانه بخش نظرات هم اکنون بسته می باشد .بخش نظرات مسدود است .

ما اینجا هر چه داریم میریزیم روی دایره... این جا خودخودمان هستیم. نه نقشهایی که به ما محول شده است. نه آن تصویری که خودمان یا دیگران از ما ساختهاند. اینجا ما هستیم.
تخصص نیمی از ما نرمافزار و نیم دیگر میکروبیولوژی است. ما علائقمان، درگیریهای ذهنیمان، دیدگاههایمان و تردیدهایمان را اینجا مینویسیم. شاید تعبیر شل سیلور استاین بد نباشد: اینجا بخشی از گوشههای ناصافمان را گرد میکنیم تا با هم بهتر غلت بخوریم، دنیا را نظاره کنیم و از زندگی لذت ببریم. اینجا صندوق مشترک امانات ماست. ما که از هشت هشت هشتاد و هشت آغاز کردیم تا ... خدا میداند.
| 
تحمل داشته باش ددی
والا انتظاری که امید وصال باشه شیرینه که
برا دل تنگت یتا فال حافظ گرفتم:
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم / غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
دل بیمار شد از دست رفیقان مددی / تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم
آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت / بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم
خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست / تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم
مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه / کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم
سایه طایر کم حوصله کاری نکند / طلب از سایه میمون همایی بکنیم
دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست / تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم
[audio:http://sadeq.ir/media/hafez/377.mp3
داداشی ایشاالله زودی به قول ملیکا تنگ دلت وا مشه!
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت/
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت//
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت/
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت//
خشیش به همین دلتنگیاشه!
بیا عیال رو ور دار دو روزی بریم مشهد، هم فاله هم تماشا.
صادق پاسخ در تاريخ اسفند ۵م, ۱۳۸۸ ۳:۴۲ ب.ظ:
کاش میشد چند روزی مرخصی گرفت. هم من از شرکت هم مریم خانم از پروژه.
کاش میشد …