دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
| دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد | شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد | |
| آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید | تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد | |
| مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق | راه مستانه زد و چاره مخموری کرد | |
| نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود | آن چه با خرقه زاهد می انگوری کرد | |
| غنچه گلبن وصلم ز نسیمش بشکفت | مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد | |
| حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود | عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد |

ما اینجا هر چه داریم میریزیم روی دایره... این جا خودخودمان هستیم. نه نقشهایی که به ما محول شده است. نه آن تصویری که خودمان یا دیگران از ما ساختهاند. اینجا ما هستیم.
تخصص نیمی از ما نرمافزار و نیم دیگر میکروبیولوژی است. ما علائقمان، درگیریهای ذهنیمان، دیدگاههایمان و تردیدهایمان را اینجا مینویسیم. شاید تعبیر شل سیلور استاین بد نباشد: اینجا بخشی از گوشههای ناصافمان را گرد میکنیم تا با هم بهتر غلت بخوریم، دنیا را نظاره کنیم و از زندگی لذت ببریم. اینجا صندوق مشترک امانات ماست. ما که از هشت هشت هشتاد و هشت آغاز کردیم تا ... خدا میداند.
| 
متاسفانه بخش نظرات هم اکنون بسته می باشد .بخش نظرات مسدود است .