به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
| به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد | که خاک میکده کحل بصر توانی کرد | |
| مباش بی می و مطرب که زیر طاق سپهر | بدین ترانه غم از دل به در توانی کرد | |
| گل مراد تو آن گه نقاب بگشاید | که خدمتش چو نسیم سحر توانی کرد | |
| گدایی در میخانه طرفه اکسیریست | گر این عمل بکنی خاک زر توانی کرد | |
| به عزم مرحله عشق پیش نه قدمی | که سودها کنی ار این سفر توانی کرد | |
| تو کز سرای طبیعت نمیروی بیرون | کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد | |
| جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی | غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد | |
| بیا که چاره ذوق حضور و نظم امور | به فیض بخشی اهل نظر توانی کرد | |
| ولی تو تا لب معشوق و جام می خواهی | طمع مدار که کار دگر توانی کرد | |
| دلا ز نور هدایت گر آگهی یابی | چو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد | |
| گر این نصیحت شاهانه بشنوی حافظ | به شاهراه حقیقت گذر توانی کرد |
یک دیدگاه
برای ”به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد“
متاسفانه بخش نظرات هم اکنون بسته می باشد .بخش نظرات مسدود است .

ما اینجا هر چه داریم میریزیم روی دایره... این جا خودخودمان هستیم. نه نقشهایی که به ما محول شده است. نه آن تصویری که خودمان یا دیگران از ما ساختهاند. اینجا ما هستیم.
تخصص نیمی از ما نرمافزار و نیم دیگر میکروبیولوژی است. ما علائقمان، درگیریهای ذهنیمان، دیدگاههایمان و تردیدهایمان را اینجا مینویسیم. شاید تعبیر شل سیلور استاین بد نباشد: اینجا بخشی از گوشههای ناصافمان را گرد میکنیم تا با هم بهتر غلت بخوریم، دنیا را نظاره کنیم و از زندگی لذت ببریم. اینجا صندوق مشترک امانات ماست. ما که از هشت هشت هشتاد و هشت آغاز کردیم تا ... خدا میداند.
| 
جان کلام همین جاست:
دلا ز نور هدایت گر آگهی یابی
چو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد
گر این نصیحت شاهانه بشنوی حافظ
به شاهراه حقیقت گذر توانی کرد